Home . Iran . Newspaper . Children . Music . Farsi . Literature . Chat . Download . E-mail

چرت روزانه مثل خواب شبانه مفيد است

به گفته دانشمندان يک ساعت چرت روزانه می تواند به اندازه خواب کامل شبانه برای انسان مفيد باشد.با اين حال کارشناسان دانشگاه هاروارد می گويند که "چرت نيروبخش" روزانه تنها به شرطی موثر است که از مشخصات يک خواب خوب و عميق برخوردار باشد.کارشناسان همچنين گوشزد می کنند که هرچند چرت کوتاه روزانه می تواند به تقويت حافظه و توانايی آموختن کمک کند، اما بسياری از وظايف حياتی بدن تنها با خواب کامل شبانه ممکن است.بسياری از مشاهير ادعا کرده اند که تنها چند ساعت خواب شبانه برای دنبال کردن يک زندگی فعال کافی است.از جمله خانم الن مک آرتور، قايقران بريتانيايی توانست تنها با خواب گهگاهی و بسيار کوتاه، آب های جهان را دور بزند.با اين حال بسياری از مردم می گويند بدون خواب کامل شبانه قادر به فعاليت مناسب نيستند.تحقيقات گروه دانشگاه هاروارد که در شماره ويژه "عصب شناسی" نشريه "نيچر" چاپ شده است به مقايسه توانايی های فراگيری و حافظه دو گروه از افراد در طول يک روز و مجددا صبح روز بعد پرداخت.از يک گروه درخواست شد در طول روز اصلا نخوابند و همانطور که انتظار می رفت در طول ساعات بعد از ظهر و شب، عملکرد آنها در آزمون ها افت کرد.با اين حال گروه ديگری از داوطلبان در ساعت دو بعد از ظهر برای مدت يک ساعت تا يک ساعت و نيم به خواب رفتند.پژوهشگران سپس به بررسی امواج مغزی گروهی که چرت زده بودند پرداختند تا کيفيت خواب آنها را مشخص کنند. در اين گروه عده ای به خواب عميق و عده ای به خواب سطحی فرورفته بودند.کسانی که به هنگام چرت روزانه به خواب عميق و باکيفيت فرورفتند در آزمون های بعد از ظهر همان روز بسيار بهتر از کسانی که اصلا نخوابيده بودند عمل کردند.اين افراد به خوبی کسانی عمل کردند که طی مطالعه ديگری پس از دو شب خواب کامل شبانه در آزمون شرکت می کردند.آن دسته از داوطلبان گروه دوم که به خواب سطحی فرورفته بودند نيز در آزمون ها بهتر از کسانی عمل کردند که اصلا چرت نزده بودند، اما به خوبی ديگر اعضای گروه خود عمل نکردند.با اين حال کارشناسان هشدار می دهند چرت روزنامه نبايد باعث شود مردم خود را از خواب کامل شبانه محروم کنند.دکتر درک- يان دايک از "مرکز تحقيقات خواب" در دانشگاه سوری در جنوب بريتانيا گفت: "خواب به غير از اينها، فوايد ديگری هم دارد. ساير پژوهش ها نشان داده است افرادی که برای مدتی طولانی شبی تنها شش ساعت می خوابند آن را به شدت برای سلامت خود مضر می يابند."

   درباره مريخ چه می دانيم؟

 مريخ سياره سرخ

 سال مريخی: 687 روز زمينی
حداکثر فاصله از زمين: 378 ميليون کيلومتر
حرارت: 27 درجه سانتيگراد در تابستان و منفی 133 درجه در زمستان
اقمار: دارای دو قمر
در آستانه آغاز چند ماموريت فضايی از اروپا و آمريکا به مقصد مريخ، بی بی سی به شرايط حاکم بر اين سياره نگاهی دارد.سرمای منجمدکننده، طوفان های عظيم غبارآلود و گردبادهايی بسيار بزرگ تر از گردبادهای زمينی، در انتظار کاوشگر "بيگل 2" ( 2) از اروپا و دو کاوشگر "مريخ پيما" از آمريکا است که اواخر سال جاری يا اوايل سال 2004 بر سطح مريخ فرود خواهند آمد.هرچند مريخ برخلاف زمين آکنده از حيات نيست، اما ابعاد عظيم مشخصات طبيعی آن حقيقتا حيرت انگيز است.سطح مريخ متشکل از عظيم ترين کوه های موجود در ميان سيارات منظومه شمسی است و دره های تنگ و ژرف سطح آن به قدری بزرگ است که اگر روی زمين بود از لس آنجلس تا نيويورک را در بر می گرفت.انسان تاکنون اطلاعات زيادی درباره مريخ به دست آورده است. اولين فضاپيما در دهه 1960 از کنار اين سياره عبور کرد و نخستين عکس ها از سطح متروکه و سنگ پوش آنرا به زمين ارسال کرد. با پايان دهه 1990 از کل سطح مريخ عکسبرداری شده بود.

زنده يا مرده؟

جو مريخ رقيق تر از جو زمين است و عمدتا از دی اکسيد کربن تشکيل شده است. تنها 13/0 درصد جو مريخ متشکل از اکسيژن است. جاذبه مريخ نيز تنها کسری از جاذبه زمين است.علی رغم اين اختلافات، مريخ بيش از هر سياره ديگری در منظومه شمسی به زمين شباهت دارد و بدون شک اين يکی از دلايل احتمال اعزام يک ماموريت انسانی طی 20 سال آينده به مريخ است.کليه اطلاعاتی که تاکنون درباره مريخ به دست آمده نه تنها از عطش دانشمندان نکاسته بلکه بر تقلای آنها جهت بهتر شناختن اين سياره افزوده است.مهم ترين پرسش هايی که دانشمندان در پی پاسخگويی به آنها هستند از اين جمله است: آيا زمانی اقيانوس های پهناور سطح مريخ را پوشانده بود؟ آيا امکان وجود اشکال حيات، چه زنده چه مرده، در مريخ وجود دارد تا ثابت شود زمين تنها سياره حاوی حيات نيست؟ و آيا هرگز برای انسان امکان خواهد داشت در سياره ديگری رحل اقامت افکند؟

   بازگشت انسان از لبه پرتگاه انقراض؟
دکتر ديويد وايتهاس، سردبير علمی بخش اينترنتی بی بی سی
براساس تازه ترين تحقيقات ژنتيکی، انسان ها در حدود 70 هزار سال قبل در آستانه انقراض قرار گرفته بودند.اين مطالعات حاکی است که در يک مقطع زمانی از تاريخ بشر، احتمالا تنها يک گروه دو هزار نفره از انسان ها بر کره خاکی به جا مانده بودند.اين بدان معنی است که نژاد بشر برای مدتی در يک وضعيت خطرناک قرار گرفته بود و وجودش از سوی بيماری ها، بلايای طبيعی يا مناقشه ها تهديد می شد.اگر هر يک از اين عوامل بر گروه به جا مانده فائق می آمد، نسل انسان از کره زمين محو می شد.اين مطالعه همچنين اشاره می کند که انسان ها حدود 70 هزار سال قبل برای اولين بار از قاره آفريقا خارج شدند.
فقر تنوع ژنتيکی
جوامع مختلف بشری، برخلاف نزديک ترين خويشاوند ژنتيکی خود، شامپانزه، از" دی ان ای" تقريبا همانندی برخوردارند. به طوری که تنوع ژنتيکی در تنها يک گروه از شامپانزه ها می تواند بيش از تنوع موجود ميان شش ميليارد جمعيت انسانی باشد.تصور می شود انسان و شامپانزه حدود پنج تا شش ميليون سال قبل از جد مشترک خود جدا شده باشند.پنج تا شش ميليون سال زمانی کافی برای پديدار شدن اختلافات عمده ژنتيکی است، به اين دليل کمبود تنوع در جوامع انسانی، دانشمندان را به تفکر واداشته است.برخی پژوهشگران می گويند اين وضع بايد ناشی از کوچک شدن مجموعه ژن های انسانی در گذشته نزديک باشد که در نتيجه تنوع ژنتيکی بين جوامع از ميان رفته است. شواهد اين نظريه در "نشريه آمريکايی ژنتيک انسانی" به چاپ رسيده است.از آنجا که دی ان ای انسان در کليه جوامع بشری تقريبا همانند است، متخصصان ژنتيک به جستجوی اختلافات خفيف ميان جوامع مختلف پرداختند.مطالعات آنها حاکی است که جدايی ميان جمعيت های شکارچی و جمعيت های اهل کشاورزی در آفريقا حدود 70 هزار تا 140 هزار سال قبل روی داد. مهاجرت انسان امروزی به خارج از قاره آفريقا بايد پس از اين جدايی اتفاق افتاده باشد.از سوی ديگر مطالعات اخير ژنتيکی به روی کروموزوم "وای"  بيش از هزار مرد از 21 جمعيت مختلف به اين نتيجه رسيده بود که مهاجرت نخستين انسان به خارج از قاره آفريقا احتمالا در حدود 66 هزار سال قبل روی داد.به گفته دانشمندان فقدان تنوع ژنتيکی در انسان های معاصر نشان می دهد که آمار جمعيت انسان در يک مقطع مشخص در يک صد هزار سال گذشته، به تعداد بسيار کمی افت کرد.تخمين ها درباره اين که جمعيت انسان به چه تعداد کاهش يافت، مختلف است اما در آخرين تحقيقات اين تعداد دو هزار نفر رقم زده می شود.محققان در مقاله خود نوشتند: "اين تخمين حضور ساير جمعيت های هومو سپين سپين (انسان امروزی) در آفريقا را ناديده نمی گيرد، هرچند اشاره می کند که احتمالا از لحاظ ژنتيکی از يکدگير منفک بوده اند."نويسندگان اين رشته مطالعات معتقدند که جمعيت معاصر جهان از يک گروه يا حداکثر چند گروه انگشت شمار از آن جمعيت های کوچک نازل شده اند.اگر اين نظريه درست باشد، انسان حداقل يک بار از لبه پرتگاه انقراض بازگشته است.

گريگوری پک در سن 87 سالگی درگذشت
پک از بزرگان هاليوود بود
کثيری از ستارگان هاليوود و چهره های ممتاز جهان به گريگوری پک که روز پنجشنبه در سال 87 سالگی درگذشت ادای احترام کرده اند.گريگوری پک، که در طول زندگی حرفه ای خود در بيش از 60 فيلم از جمله کشتن مرغ مقلد و تعطيلات رومی درخشيد روز پنجشنبه به آرامی در بسترش درگذشت. همسرش ورونيک به هنگام مرگ بر بالين او بود.آقای پک و همسر فرانسوی الاصل او در سال 1998 در مراسم گشايش جام جهان در پاريس مهمان ژاک شيراک، رئيس جمهور فرانسه ودند.آقای شيراک روز پنجشنبه گفت: "گريگوری پک نه تنها به عنوان غول سينمای آمريکا، بلکه همچنين به دليل فرهيختگی استثنايی، به خاطر داشتن قلبی رئوف که متوجه اطرافيان و نگران حوادث جهان بود مورد ستايش ما بود."فرانک پيرسون، رئيس آکادمی هنرها و علوم تصاوير متحرک گفت که صنعت سينما "يکی از فاخرترين هنرپيشگان و يکی از بهترين اعضای خود را از دست داده است."وی گفت بازی پک در فيلم کشتن مرغ مقلد به عنوان يک وکيل آزادانديش که از يک سياه پوست دفاع می کند و برای او اسکار به ارمغان آورد تناقض آميز بود چرا که "اين نقشی بود که او در واقع شخصيت واقعی خود را بازی می کرد و نه کس ديگری را".چارلتون هستون که در سال 1958 در فيلم کشوری بزرگ همبازی پک بود گفت: "گريگوری پک يکی از معدود بازيگرانی بزرگ بود که از صفاتی نظير گشاده دستی، طنز، سرسختی و سرزنده گی بهره می برد."گريگوری پک علاوه بر اعتبارات سينمايی به خاطر آرمان های ليبرال خود و دفاع سرسختانه از جنبش های حقوق مدنی سياهپوستان در دهه 60 شناخته می شد.گری ديويس، فرماندار ايالت کاليفرنيا درباره اش چنين گفت: "گريگوری پک برج صداقت بود. او نمونه بزرگ انسانيت چه در صفحه سينما و چه خارج از آن بود."گريگوری پک مدتی رياست نهاد جوايز آکادمی (اسکار) را به عهده داشت و همچنين در صندوق تلويزيونی تصاوير متحرک، انجمن سرطان آمريکا، عطايای ملی برای هنر و ساير امور خيريه فعاليت کرد.او در سال 1968 پس از دريافت جايزه يان هرشولت به خاطر فعاليت های خيريه گفت: "من آدم نيکوکاری نيستم. اين که عنوان انساندوست به من داده اند برای من مايه شرمساری است. من فقط در فعاليت هايی که به آنها اعتقاد دارم شرکت می کنم." پک در دهه 1940 به فن بازيگری روی آورد و به يکی از مردان ممتاز هاليوود بدل شد.او نخستين فيلم خود ايام شکوه را در سال 1944 بازی کرد و بعد از آن با بازی در فيلم کليدهای سلطنت نامزد دريافت جايزه اسکار شد.او در نقش های بسيار متنوع از جمله در جلد سربازان، مردان مسلح، شخصيت های کتاب مقدس و عاشق پيشگان ظاهر شد.مخاطبان ترجيح می دادند او را در نقش اول ببينند و بازی او در نقش های نامطلوب و بی رحم کمتر موفق بود.او در فيلم دوئل زير آفتاب نقش يک فرزند شورشی و در فيلم پسرانی از برزيل نقش يک پزشک بدنام نازی را بازی کرد.او سه سال قبل در جشنواره کان اعلام کرد عصر جلال و شکوه سينما به پايان رسيده است.پک در سال 1916 در لاهويای کاليفرنيا متولد شد.او از دانشگاه کاليفرنيا در برکلی در رشته ادبيات انگليسی فارغ التحصيل شد و زمانی به بازيگری روی آورد که کارگردان تئاتر دانشگاه به خاطر قامت برافراشته از او در نقش موبی ديک استفاده کرد.گريگوری پک دارای چهار فرزند و تعدادی نواده است.

آموختن زبان پيش از تولد
ضربان قلب جنين با شنيدن صدای مادر افزايش می يابد

مردم از قديم می دانستند که بچه می تواند بلافاصله پس از تولد صدای مادر را تشخيص دهد.
تحقيقات علمی تازه نشان داده است که کودک حتی وقتی در رحم است به صدای مادر واکنش نشان می دهد و دانشمندان در کانادا می گويند که شنيدن صدای مادر کافی است تا ضربان قلب بچه افزايش يابد.دريافتن اين موضوع می تواند به آموزش و افزايش تواناييهای زبانی در بچه پيش از تولد و همچنين تقويت پيوند او با مادر کمک کند.تحقيقات چند سال قبل نشان می داد که در سه ماهه سوم حاملگی، کودک قادر به شنيدن اصوات است.دکتر باربارا کيسيلوسکی استاد پرستاری در دانشگاه کوئين شهر کينگستون در ايالت اونتاريو کانادا با آزمايشهای بديعی به کمک همکارانش دريافته است که کودک حتی پيش از تولد به صدای مادر واکنش نشان می دهد.
خاطرات اوليه
در اين آزمايشها نوارهای صوتی برای شصت زن باردار پخش شد تا مشاهده شود کودک چگونه به صدای مادر خود يا زنان غريبه واکنش نشان می دهد.دانشمندان دريافتند که ضربان قلب کودک با شنيدن صدای مادر تندتر و با شنيدن صدای فرد بيگانه کندتر شد.دکتر کيسيلوسکی معتقد است که کودک حتی پيش از تولد از توانايی شنيدن و به خاطر سپردن اصوات برخوردار است و می گويد: "اين نتايج نشان می دهد که کودک هر دو صدا را شنيده و به آنها واکنش نشان داده و در ضمن به هر دو صدا توجه دائمی نشان داده است."وی می افزايد: "اما چون کودک واکنش متفاوتی به صداها نشان می دهد متوجه می شويم که بايد صدای مادر را تشخيص دهد. به عقيده ما کودک از قبل از تولد فرآيند آموزش زبان به طور کلی و بخصوص زبان مادری را آغاز می کند."
موسيقی در رحم
تصور می شود تجارب کودک پيش از تولد، در رشد و پيوند او با مادر در دوره نوزادی تأثير می گذارد.
مری نولان، آموزگار دوره زايمان از "صندوق ملی زاد و ولد" در بريتانيا می گويد که معمولاً زنان تشويق می شوند برای پيوند عميقتر با کودک، آواز يا شعر بخوانند يا نوار موسيقی پخش کنند.وی می گويد اين کار پيوند مادر و فرزند را تقويت می کند و بر توانايی کودک در درک انواع صداها و پرده های مختلف صدا می افزايد.پژوهشهای اخير در اين زمينه در همکاری با متخصصان زنان و زايمان در چين انجام شده و نتايج آن در نشريه "علم روانشناسی" چاپ شده است.گام بعدی بررسی اين است که کودک چگونه به صدای پدر واکنش نشان می دهد و آيا می تواند انگليسی را از زبانهای خارجی تشخيص دهد يا خير.

بازی های ويديويی 'مهارت بصری را تقويت می کند'
علاقه مندان به بازی های ويديويی بهانه تازه ای برای دنبال کردن اعتياد خود يافته اند.دانشمندان آمريکايی دريافته اند کسانی که مرتب از بازی های ويديويی استفاده می کنند، در مقايسه با ساير مردم از مهارت های بصری بسياری بيشتری برخوردارند.محققان نشان دادند که اين افراد به خصوص در يافتن جزئيات در يک صحنه شلوغ و گيج کننده مهارت دارند و در مقابل عواملی که باعث پرتی حواس می شود مقاوم تر هستند.شان گرين و دفنی باولير، دانشمندانی که اين مطالعه را انجام دادند همچنين متوجه شدند که مهارت های بصری افراد حتی با انجام بازی های ويديويی در سطح محدود تقويت می شود.آنها در رشته ای از آزمون های روانی که مهارت های اوليه بصری را اندازه گيری می کند، بازيگران را در مقابل افراد معمولی قرار دادند.افرادی که به بازی های ويديويی عادت دارند در تمام ابعاد آزمون، بهتر از افراد ديگر عمل کردند.برای اطمينان از اين که اين بازی های رايانه ای هستند که باعث تقويت مهارت های بصری افراد می شوند، از افراد مورد مطالعه خواسته شد پای بازی های گوناگون بنشينند و سپس بار ديگر توانايی های آنها مورد آزمايش قرار گرفت.افراد دو بازی مختلف را آموزش ديدند. يک گروه به انجام بازی "نشان افتخار" با موضوع تيراندازی در جنگ جهانی دوم مشغول شد و گروه دوم به انجام بازی کلاسيک پازل "تتريس" پرداخت.دو گروه پس از ده روز و روزی يک ساعت بازی، بار ديگر مورد آزمايش قرار گرفتند.بهبود مهارت بصری و ميزان دقت کسانی که با "نشان افتخار" بازی کرده بودند بسيار بيش از گروه ديگر بود. گروه دوم تقريبا هيچ بهبودی نشان نداد.محققان در مقاله علمی خود در نشريه "نيچر" نوشتند: "هرچند ممکن است چنين به نظر برسد که بازی های ويديويی نياز به فعاليت ذهنی ندارند، ولی اين بازی ها تغييرات اساسی در دقت بينايی افراد به وجود می آورد."اين مطالعه به دستور موسسه ملی بهداشت آمريکا انجام شد.

مراسم اختتاميه جشنواره کن
"يکشنبه 25 ماه مه جشنواره کن پايان پنجاه و ششمين دوره برگزاريش را با حضور بسياری از مشاهير سينمای فرانسه و تنی چند از سينماگران جهان، جشن گرفت و جوائز هنرمندان و فيلمهای برگزيده را اهدا کرد.در اين مراسم جايزه هيئت داوران به فيلم پنج عصر ساخته سميرا مخملباف کارگردان جوان ايرانی تعلق گرفت.او هنگام دريافت جايزه اش گفت: " داستان فيلم من درباره زنی است که ميخواهد رييس جمهور شود ولی من شخصا چنين تمايلی ندارم بخصوص وقتی می بينم که در دنيايی زندگی می کنم که مهمترين رييس جمهور موجودش جورج دبليو بوش است. من ترجيح می دهم فيلمساز باقی بمانم."سميرا مخملباف سه سال پيش که بيست سال بيشتر نداشت همين جايزه را برای فيلم تخته سياه دريافت کرد.سميرا پس از دريافت جايزه اش به من گفت: " خيلی خوشحالم. من اين فيلم را از افغانستان آوردم، سرزمينی که تا مدتی پيش هيچ کس از آن خبر نداشت و امروز خيلی خوشحالم که فيلم من می تواند نماينده مردم افغانستان در اينجا باشد. گرفتن جايزه البته خيلی مهم است ولی من ترجيح می دهم فيلمم در قلب و فکر مردم زنده بماند."جوايز اصلی جشنواره توسط رييس هيئت داوران پاتريک شرو به اين شرح اعلام گرديد و به برندگان اهدا شد.جايزه نخل طلا: فيلم فيل ساخته "گاس وان سانت" از آمريکا.جايزه بزرگ جشنواره: فيلمدوردست ساخته "نوری بليگ سيلان" از ترکيه.بهترين بازيگر مرد: دو بازيگر فيلم دوردست، " مظفر اوزدمير" و " محمت امين توپراک".بهترين کارگردان: "گاسل وان سانت" برای فيلم فيل.بهترين فيلمنامه: "دنيس آرکاند" برای فيلم هجوم بربريت.نخل طلای بهترين فيلم کوتاه به کيسه ترقه ساخته "گلندين ايوين" از استراليا و جايزه هيات داوران فيلمهای کوتاه به مرد بدون سر ساخته خوان سولاناس از آرژانتين تعلق گرفت.جايزه دوربين طلايی که به اولين فيلم يک کارگردان تعلق می گيرد، فيلم بازسازی ساخته "کريستوفر بو" و ديپلم افتخار دوربين طلايی به فيلم اسامه ساخته صديق برمک از افغانستان تعلق گرفت.صديق برمک بعد از دريافت جايزه اش به من گفت: " اين يک آغاز خوب برای سينمای افغانستان است. مهم نيست که اگر من دوربين طلايی را امشب نگرفتم. به نظر من طلاهای دنيا لحظاتی بود که مردم برای فيلم من کف می زدند و فکر می کنم که اين بزرگترين جايزه است."صديق برمک بعدا اضافه کرد فيلم اسامه جايزه "انجمن تجربه و هنر" و "انجمن جوانان" کن را دريافت کرده و قرار است روز شانزدهم ژوئن در يونسکو جايزه فدريکو فلينی را طی مراسمی در پاريس به او اهدا کنند

ايران -   فارسي نويسي -    روزنامه هاي ايراني -   آلبوم عكسهائي از ايران راديو  . تلوزيون . موزيك -   موزيك هاي ايراني - ايرانيان در شبكه -   صفحه هاي كودكان در شبكه -   ادبيات فارسي -  قصه ها و مقالات گپ  ايراني در شبكه دانشگاههاي ايران در شبكه غذاهاي ايرانيجوكهاي ايراني بازار كار - آگهي هاي تجاري - مكاتبه با ما -